محمد رضا لاهورى

14

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

قوله : مائده از آسمان شد عائده * چون‌كه گفت : « أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً » « 1 » اشارت است به آيهء : « رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً . » « 2 » قوله : هركه گستاخى « 3 » كند در راه دوست * رهزن مردان شده « 4 » نامرد اوست رهزن مردان از اين جهت كه مردم به قول و فعل او از راه روند و متابعت مردان دين نكنند و از ارشاد اهل اللّه ، طبايع نفور شود . قوله : از ادب پرنور گشتست اين فلك * وز ادب معصوم [ و ] پاك آمد ملك ادب زمين و آسمان آن است كه حق تعالى فرمود : « ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً . » « 5 » در جواب گفتند : « أَتَيْنا طائِعِينَ . » « 6 » و ادب ملك آنكه : « قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . » « 7 » قوله : بُد ز گستاخى كسوف آفتاب * شد عزازيلى ز جرأت ردّ باب در حديث آمده كه از گستاخى و ساءت عمل خلق ، حق تعالى آفتاب را منكسف مىگرداند تا باشد كه به اين آيت هايله متنبه شوند و از معاصى بازآيند و در دعا و طاعت افزايند . اگرچه اين معنى در اين مقام مناسب است ، اما با مصرع ثانى بيت موافقت ندارد . و نيز در دفتر ششم حضرت مولوى ، وجه كسوف را مطابق قاعدهء نجوم به نظم آورده‌اند . پس در اين عمل نيز مقصود ايشان همان خواهد بود . و ابيات دفتر ششم اين است :

--> ( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد . ( 2 ) المائدة ( 5 ) آيه 114 : « اى پروردگار ما ، براى ما مائده‌اى از آسمان بفرست ، تا ما را [ و آنان را كه بعد از ما مىآيند ] عيدى و نشانى از تو باشد . » ( 3 ) در نسخهء ق : بىباكى . ( 4 ) همان : شد و . ( 5 و 6 ) فصّلت ( 41 ) آيهء 11 : « . . . خواه ناخواه بياييد . گفتند : فرمانبردار آمديم » . ( 7 ) البقرة ( 2 ) آيهء 32 : « گفتند : منزهى تو . ما را جز آنچه خود به ما آموخته‌اى دانشى نيست . تويى داناى حكيم . »